الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

116

كفاية الأصول ( فارسى )

معناى حقيقى هستند . و آن استفهام حقيقى و تمنّى حقيقى و ترجّى حقيقى است و لذا در هركجاى از كلام خداى تعالى كه استعمال شده‌اند از اين معانى حقيقتشان منسلخ شده‌اند و به معناى ديگر آمده‌اند . به عبارت ديگر مىگويند استفهاميات ، تمنّيات و ترجّىهاى قرآنى جنبهء مجازيت دارند ، يعنى اين صيغ در موضوع له خود استعمال نشده‌اند . چرا ؟ زيرا حمل اين واژه‌ها بر معناى حقيقىشان در مورد خداوند تالى فاسد دارد چرا كه لعلّ گفتن و استفهام حقيقى ناشى از جهل است ، در حالى كه خداى تعالى علم و آگاهى مطلب است و جهل در ذات مقدسش راه ندارد . در نتيجه قائل به انسلاخ شده گفته‌اند صيغ مزبور از معانى خود خارج شده‌اند و ما بايد در مورد اين كلمات ملتزم به مجاز شويم . و لذا مرحوم آخوند مىفرمايد : ما نظير آنچه را كه دربارهء هيئت امر و صيغهء افعل ذكر كرديم دربارهء صيغ انشائى و استفهامات قرآنيّه بيان كرده مىگوئيم : 1 - مستعمل فيه استفهامات قرآنى ، استفهام حقيقى نيست ، چرا كه بديهى است كه استفهام حقيقى مربوط به كسى است كه جاهل است و با پرسش به دنبال رفع جهلش مىباشد ، پس موضوع له اين استفهامات در كلام خداى تعالى استفهام انشائى است ؛ و معناى استفهام انشائى اين است كه : فى المثل كسى صيغهء استفهام را استعمال كند و لكن تحقّق مفهوم استفهام از آن را اراده نمايد . و يا چنان كه گفتيم تمنّيات و ترجّيات داراى معانى انشائى هستند و به معناى مجرد انشاء ترجّى و صرف انشاء تمنّى و . . . مىباشند . بنابراين : استفهام و تمنّى و ترجّى انشائى ، مستلزم جهل و عجز نيست كه استعمالش دربارهء خداوند مستحيل باشد ، بلكه آنچه دربارهء خداوند مستحيل است ، بكارگيرى مصداق واقعى مفهوم استفهام است ، و نه وجود انشائى . به عبارت ديگر : اگر اظهار تمنّى و ترجّى و استفهام به انگيزهء تمنّى حقيقى ، ترجّى حقيقى و استفهام حقيقى باشد ، محذور داشته و مستلزم عجز و جهل است . امّا اگر به انگيزه‌هاى ديگرى از جمله به منظور اظهار محبّت و لطف باشد محذورى نداشته و مستلزم عجز و جهل نيست . فى المثل : 1 - در شريفهء ( كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ . . . لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) به منظور اظهار محبّت و علاقه از لعلّ ، استفاده مىشود بدين معنا كه تقوى محبوب من است . 2 - در شريفهء ( ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى ) در مقام ملاطفت و مهربانى با موسى كليم سخن